|
لیلی و مجنون اینترنتی |
|
|
|
عشق يعني يك سلام و يك درود |
شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد.خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین ان مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است.دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد .وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد این میخ چهار سال پیش هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!چه اتفاقی افتاده؟
مارمولک ۴ سال در چنین موقعیتی زنده مونده !!!در یک قسمت تاریک بدون حرکت.
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.تو این مدت چکار می کرده؟چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد .!!!
مرد شدیدا منقلب شد.
چهار سال مراقبت. چه عشقی ! چه عشق قشنگی!!!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حدی میتوانیم عاشق شویم اگر سعی کنیم
اميدوارم خوشمل باشه.![]()
اون روز ِ بارونی بگو
از گریه هات ، تو پرسه ی
خیس ِ خیابونی بگو
از چتری که بارونی شد
تو آسمون ِ چشمِ تُو
وقتی دلت گرفته بود
وقتی که می گفتی نرو !
انگار که صد ساله حالا
جا مونده چترت پیش ِ من
امروز... بارونی شده
چشمام دو دو میزنن
شاید بخوای برگردی و
شاید دلت پیش ِ منه
رو شونه های خیس ِ من
بغضت دوباره بشکنه
امروز بارونی شده
چترت هنوز پیش منه
هر روز ، تو این ثانیه
چشمام بارون می زنه !
نام ترانه : امروز بارونی شده

امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي
تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه
به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز
شكست نخوردم.
دختر پسري با سرعت120کيلومتر سوار بر موتور سيکلت
دختر:آروم تر من ميترسم
پسر:نه داره خوش ميگذره
دختر:اصلا هم خوش نميگذره تو رو خدا خواهش ميکنم خيلي وحشتناکه
پسر:پس بگو دوستم داري
دختر :باشه باشه دوست دارم حالا خواهش ميکنم آروم تر
پسر:حالا محکم بغلم کن(دختر بغلش کرد)
پسر:ميتوني کلاه ايمني منو برداري بذاري سرت؟اذيتم ميکنه
و.....
بعد رفتنت
جای خالی دلم
مثل کفشهای سیندرلا اندازه هیچیک از مردم شهر نشد
حتی به زور!
![]()
![]()
ميگي عاشقي اخه عاشق اينجوري من نديدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ساعت ۹ ، یه خیابون ، منه تنها
یه عالم فکر ، نم بارون ، چند تا رؤیا
آدما تصویر کوتاه تو خیابون
یخ زده خاطره ها تو نگاشون
تو پیاده رو انگار تو رو میبینم
چقدر شکل تو ِ بزار ببینم
رد شدی یا که هنوز همونجا هستی
منو میبینی یا باز چشماتو بستی
زیر پامون خش خش برگ های زرد
مثل دوستیمون هوا خیلی سرد
اما چه خوب بود ...
یه کافی شاپ قهوه و تلخی حرفات
چشماتو بغض منو سردی دستات
اما چه خوب بود ...
دلم یه جوری شد همون نگاه بود
خاطرات ما دو تا همینجاها بود
انگاری چند سال پیش همین روزا بود
فکر کنم این آخرین خاطره ها بود
خیلی دیره وقت فکر کردن ندارم
نمی دونم چرا باز یادم میارم
دوست دارم فکر نکنم اما نمیشه
اون نگات دیگه ازم جدا نمیشه...
رفتن ليلي به تماشاي بوستان
چون پرده كشيده گل به صحرا شدخاك به روي گل مطرا
خنديد شكوفه بردرختان چون سكه روي نيكبختان
ازلاله سرخ وازگل زرد گيتي علم دورنگ بركند
ازبرگ ونوا به باغ وبستان بابرگ ونوا هزار دستان
سيرابي سبزه هاي نوخيز از لولو تر زمرد انگيز
لاله زورق فشانده شنگرف كافتده سياهش بران حرف
زلفين بنفشه ازدرازي درپاي فتاده وقت بازي
غنچه كمر استوارميكرد پيكان كشي زخار ميكرد
گل يافت ستبرق حريري شدباد به گوشواره گيري
نيلوفر از افتاب گلرنگ براب سپر فكند بي جنگ
سنبل سر نافه باز كرده گل دست بدو دراز كرده
شمشاد به جعدشانه كردن گلنار به ناردانه كردن
نرگس زدماغ اتش تاب چون تب زدگان بجسته ازخواب
اميدوارم ازاين چند بيت زيبا لذت برده باشيد