لیلی و مجنون اینترنتی

عشق یعنی

 عشق يعني يك سلام و يك درود

 عشق يعني درد و محنت در درون

 عشق يعني يك تبلور يك سرود

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني يك شقايق غرق خون

 عشق يعني زاهد اما بت پرست

 عشق يعني همچو من شيدا شدن

 عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

 عشق يعني بيستون كندن بدست

 عشق يعني آب بر آذر زدن

 عشق يعني چون محمد پا به راه

 عشق يعني عالمي راز و نياز

 عشق يعني با پرستو پرزدن

 عشق يعني رسم دل بر هم زدن

 عشق يعني يك تيمم يك نماز

 عشق يعني سر به دار آويختن

 عشق يعني اشك حسرت ريختن

 عشق يعني شب نخفتن تا سحر

 عشق يعني سجده ها با چشم تر

 عشق يعني مستي و ديوانگى

 عشق يعني خون لاله بر چمن

 عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

 عشق يعني با گلي گفتن سخن

 عشق يعني معني رنگين كمان

 عشق يعني شاعري دلسوخته

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني سوز ني آه شبان

 عشق يعني لحظه هاي التهاب

 عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

 عشق يعني ديده بر در دوختن

 عشق يعني در فراقش سوختن

 عشق يعني انتظار و انتظار

 عشق يعني هر چه بيني عكس يار

 عشق يعني سوختن يا ساختن

 عشق يعني زندگي را باختن

 عشق يعني در جهان رسوا شدن

 عشق يعني مست و بي پروا شدن

 عشق يعني با جهان بيگانگى

sms

ادامه نوشته

شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد.خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین ان مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است.دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد .وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد این میخ چهار سال پیش هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!چه اتفاقی افتاده؟
مارمولک ۴ سال در چنین موقعیتی زنده مونده !!!در یک قسمت تاریک بدون حرکت.
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.تو این مدت چکار می کرده؟چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد .!!!
مرد شدیدا منقلب شد.
چهار سال مراقبت. چه عشقی ! چه عشق قشنگی!!!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حدی میتوانیم عاشق شویم اگر سعی کنیم

براي همه ي فوتباليها
ادامه نوشته

تست روانشناسي
ادامه نوشته

يه تست روانشناسيه

اميدوارم خوشمل باشه.

ادامه نوشته

برای تمام فوتبالی های باحال کشور

عشق ورهایی
ادامه نوشته

از آخرین دلتنگی  تو

اون روز ِ  بارونی بگو

از گریه هات ، تو پرسه ی

خیس ِ  خیابونی بگو

 

از چتری که بارونی شد

تو آسمون ِ  چشمِ  تُو

وقتی دلت گرفته بود

وقتی که می گفتی نرو !

 

انگار که صد ساله حالا

جا مونده چترت پیش ِ  من

امروز...  بارونی شده

چشمام دو دو  میزنن

 

شاید بخوای برگردی و

شاید دلت پیش  ِ منه

رو شونه های خیس  ِ من

بغضت دوباره  بشکنه

 

امروز  بارونی شده

چترت هنوز پیش منه

هر روز ، تو  این ثانیه

چشمام بارون می زنه !

 

 

نام ترانه : امروز بارونی شده   

 گريه ميكنم                               
 به نام خدا
              Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي

تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه

به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز

شكست نخوردم.

اوج دوست داشتن

دختر پسري با سرعت120کيلومتر سوار بر موتور سيکلت


دختر:آروم تر من ميترسم


پسر:نه داره خوش ميگذره


دختر:اصلا هم خوش نميگذره تو رو خدا خواهش ميکنم خيلي وحشتناکه


پسر:پس بگو دوستم داري


دختر :باشه باشه دوست دارم حالا خواهش ميکنم آروم تر


پسر:حالا محکم بغلم کن(دختر بغلش کرد)


پسر:ميتوني کلاه ايمني منو برداري بذاري سرت؟اذيتم ميکنه


و.....


روزنامه هاي روز بعد: موتور سيکلتي با سرعت 120 کيلومتر بر ساعت به ساختماني اثابت کرد موتور سيکلت دو نفر سرنشين داشت اما تنها يکي نجات يافت حقيقت اين بود که اول سر پاييني پسر که سوار موتور سيکلت بود متوجه شد ترمز بريده اما نخواست دختر بفهمه در عوض خواست يکبار ديگه از دختر بشنوه که دوستش داره(براي اخرين بار)

بعد رفتنت

جای خالی دلم

مثل کفشهای سیندرلا اندازه هیچیک از مردم شهر نشد

حتی به زور!

 

 

 

ميگي عاشقي اخه عاشق اينجوري من نديدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ساعت ۹ ، یه خیابون  ، منه تنها

یه عالم فکر ، نم بارون ، چند تا رؤیا

آدما تصویر کوتاه تو خیابون

یخ زده خاطره ها تو نگاشون

تو پیاده رو انگار تو رو میبینم

چقدر شکل تو ِ بزار ببینم

رد شدی یا که هنوز همونجا هستی

منو میبینی یا باز چشماتو بستی

زیر پامون خش خش برگ های زرد

مثل دوستیمون هوا خیلی سرد

اما چه خوب بود ...

یه کافی شاپ قهوه و تلخی حرفات

چشماتو بغض منو سردی دستات

اما چه خوب بود ...

دلم یه جوری شد همون نگاه بود

خاطرات ما دو تا همینجاها بود

انگاری چند سال پیش همین روزا بود

فکر کنم این آخرین خاطره ها بود

خیلی دیره وقت فکر کردن ندارم

نمی دونم چرا باز یادم میارم

دوست دارم فکر نکنم اما نمیشه

اون نگات دیگه ازم جدا نمیشه...

اي  برورق تودرس ايام                                       زاغاز رسيده تابه انجام

                 رفتن ليلي به تماشاي بوستان

چون پرده كشيده گل به صحرا                        شدخاك به روي گل مطرا

خنديد شكوفه بردرختان                              چون سكه روي نيكبختان

ازلاله سرخ وازگل زرد                                 گيتي علم دورنگ بركند

ازبرگ ونوا به باغ وبستان                            بابرگ ونوا هزار دستان

سيرابي سبزه هاي نوخيز                          از لولو تر زمرد انگيز

لاله زورق فشانده شنگرف                            كافتده سياهش بران حرف

زلفين بنفشه ازدرازي                                 درپاي فتاده وقت بازي

غنچه كمر استوارميكرد                                پيكان كشي زخار ميكرد

گل يافت ستبرق حريري                               شدباد به گوشواره گيري

نيلوفر از افتاب گلرنگ                                  براب سپر فكند بي جنگ

سنبل سر نافه باز كرده                                گل دست بدو دراز كرده   

شمشاد به جعدشانه كردن                            گلنار به ناردانه كردن

نرگس زدماغ اتش تاب                                 چون تب زدگان بجسته ازخواب

اميدوارم ازاين چند بيت زيبا لذت برده باشيد