بعد رفتنت

جای خالی دلم

مثل کفشهای سیندرلا اندازه هیچیک از مردم شهر نشد

حتی به زور!

 

 

 

ميگي عاشقي اخه عاشق اينجوري من نديدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ساعت ۹ ، یه خیابون  ، منه تنها

یه عالم فکر ، نم بارون ، چند تا رؤیا

آدما تصویر کوتاه تو خیابون

یخ زده خاطره ها تو نگاشون

تو پیاده رو انگار تو رو میبینم

چقدر شکل تو ِ بزار ببینم

رد شدی یا که هنوز همونجا هستی

منو میبینی یا باز چشماتو بستی

زیر پامون خش خش برگ های زرد

مثل دوستیمون هوا خیلی سرد

اما چه خوب بود ...

یه کافی شاپ قهوه و تلخی حرفات

چشماتو بغض منو سردی دستات

اما چه خوب بود ...

دلم یه جوری شد همون نگاه بود

خاطرات ما دو تا همینجاها بود

انگاری چند سال پیش همین روزا بود

فکر کنم این آخرین خاطره ها بود

خیلی دیره وقت فکر کردن ندارم

نمی دونم چرا باز یادم میارم

دوست دارم فکر نکنم اما نمیشه

اون نگات دیگه ازم جدا نمیشه...